
زهرا پورخوش
کرمانشاه — کرمانشاه
زهرا پورخوش نام هنری، القاب، تخلص یا شهرت: از نخستین لحظهی تولد، خانواده مرا «پرستو» صدا زدند؛ اما نامی که در شناسنامهام ثبت شد، «زهرا» بود. تاریخ تولد: 2/آبان 1347 محل تولد: کرمانشاه بستگان مشهور: بستگان هنرمند دارم ولی مشهور نه!... نشانی صفحات رسمی در شبکههای اجتماعی: Parastou.pourkhosh اگر بخواهید خود را در سه خط معرفی کنید چه مینویسید؟ رنگ و نقش، از کودکی در جانم ریشه دوانده بود و مرا به تحصیل تخصصی در رشته دلخواهم هدایت کرد؛ مسیری که در آن همزمان با یادگیری، لذتِ شیرینِ آموزش و انتقال هنر را تجربه کردم. پیوند عمیق من با بوم و رنگ، به مرور مرزها را درنوردید و آثارم را راهی نمایشگاههای اروپایی و رقابتهای بینالمللی کرد تا افتخار کسب مقامهای متعدد را برای دیارم به ارمغان آورم. امروز، نقاشی برای من نه یک حرفه، بلکه شیوه نفس کشیدن و زیستن است. حوزه اصلی فعالیت: نقاشی مهمترین عناوینی که با آن شناخته میشوید: طراح و نقاش، تصویرساز، مجسمه ساز و... • درباره خانواده، سالهای کودکی، دوران تحصیل مدرسه و دانشگاه اگر نکتهی خاص و ویژهای وجود دارد برای ما بگویید. جهان هنری من در آغوش خانوادهای کوچک، صمیمی و اصیل شکل گرفت؛ خانهای که در آن به عنوان نخستین فرزند، نخستین گامهای خلاقیت را برداشتم. نخستین و عمیقترین آموزگار من در مسیر درک زیبایی و اصالت، مادربزرگ مادریام بود که روح هنر و سنّت را در جانم دمید. این پیوند با هنر چنان زودهنگام و عمیق بود که در سال سوم دبیرستان(1363)، به عنوان مربی طراحی در همان کلاسی که خود هنرجوی آن بودم، به تدریس دعوت شدم. دوران دانشگاه، تجلی همت و اشتیاق وافر من به یادگیری همزمان بود؛ پذیرش پیاپی در رشتهی نقاشی دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران مرکزی(1366) در رشته نقاشی و رشتهی گرافیک دانشگاه الزهرا (س)،(1367) مسیر تحصیل همزمان، در دو دانشگاه تراز اول را پیش رویم گشود. گرچه در این مسیر دشوار، علیرغم گذراندن تمامی واحدهای درسی در هر دو رشته، به دلیل قوانین سختگیرانهی آموزشی آن دوران، از دفاع نهایی در رشتهی گرافیک و دریافت مدرک رسمی آن محروم ماندم تا مبادا مدرک نخست باطل شود؛ اما این تجربه، سرآغاز اصرار من بر مرز زدایی میان شاخههای هنری بود. پس از آن، تحصیلات تکمیلی را با شور و جدیت مضاعف ادامه دادم و موفق به اخذ دو مدرک کارشناسی ارشد در رشتههای «نقاشی» از دانشگاه تهران و «پژوهش هنر» از دانشگاه الزهرا (س) شدم. این مسیر علمی در نهایت به کسب درجهی دکتری در رشتهی «پژوهش هنر» از دانشگاه الزهرا (س) ودانشجوی دکتری در رشته «تاریخ تحلیلی و تطبیقی هنر اسلامی» در دانشگاه شاهد تهران انجامید. • مسیر فرهنگی- هنری شما از کجا آغاز شد؟ مسیر حرفهای من از اواسط دوران دبیرستان و با ورود به عرصهی جدی آموزش آغاز شد؛ جایی که در آستانه شانزده سالگی، تدریس نقاشی را آغاز کردم و طعم شیرینِ انتقال دانش هنری را پیش از ورود به دانشگاه چشیدم. این شروعِ زودهنگام در کسوت معلمی، با آموختنِ مداوم در محضر استادان برجسته و حضور فعال در کارگاههای طراحی و نقاشی قوام یافت. جریانِ خلق آثارم که ریشه در سالها تجربه، تحصیل آکادمیک و تدریس مستمر داشت، به مرور مرزهای ملی را درنوردید. راهیابی آثارم به نگارخانهها و نمایشگاههای معتبر اروپایی و در پی آن، دعوت و درخشش ناخواسته اما افتخارآمیز در رقابتها و مسابقات بینالمللی که منجر به کسب عناوین و مقامات متعدد گردید، نقطهی عطف بزرگی در تثبیت هویت هنری من به عنوان نمایندهای از هنر معاصر ایران در عرصههای جهانی بود. • اگر استاد یا چهرهی خاصی در مسیر فرهنگی هنری شما حائز اهمیت بوده؛ آنها را برای ما بگویید. هر آنچه امروز در ساحت اندیشه و تکنیک به دست آوردهام، وامدار حضور و هدایت بزرگانی است که در جایگاه استاد، چراغ راه من بودهاند. در گامهای نخستین و پیش از ورود به دانشگاه، الفبای طراحی را نزد استاد «علی حافظی» مشق کردم و ظرایف نقاشی را در محضر استاد «رها محسنی کرمانشاهی» آموختم. با ورود به دانشگاه، بخت با من یار بود تا در کارگاههای عملی، از محضر قلههای بیبدیل هنر معاصر ایران کسب فیض کنم؛ بزرگانی چون شادروانان رأفت نگارنده، محمدجواد حمیدی، محمدابراهیم جعفری، چنگیز شهوق، ناصر آراسته و هادی جمالی، و اساتید گرانقدر کاظم چلیپا, محمد معمارزاده، بهمن بروجنی و ... در این میان، زنده یاد استاد «حبیبالله آیتالهی»، در مقام استاد راهنمای پایاننامهی کارشناسیام، نقشی بیبدیل در شکلگیری نگاه پژوهشی به نقاشی و زندگیام ایفا کرد. در ساحت نظریهپردازی، پژوهش و تاریخ هنر نیز، اندیشه و قلم خود را مدیون اساتید بزرگی میدانم که هر یک سهمی عظیم در غنای علمی من داشتهاند؛ استادانی گرانسنگ همچون غلامعلی حاتم، فاطمه کاتب، زهرا رهنورد، اشرفالسادات موسویلر، مرتضی افشاری، خشایار قاضیزاده، پرویز حاصلی، پرویز اقبالی و سید رضا حسینی. نام و یاد تمامی این بزرگان، همواره مایه افتخار و سپاسگزاری ابدی من خواهد بود. • اگر خاطره یا نکته ای هست که در این بخش باید ما بدانیم اینجا ذکر کنید لطفا. لحظهلحظهی قلمزدن برای یک نقاش، خودِ خاطره است؛ خاطرهای که گاه بیواسطه به خداشناسی گره میخورد و مسیرِ راه را روشنتر میکند. از سالهای تحصیل، روایتهای بسیاری در ذهن دارم، اما انتخاب یک لحظه از میان آن همه، دشوار است: روزهایی که تمام داشتهام را صرف خرید رنگ و کاغذ و قلممو میکردم و پاره بودن کفشهایم را به فراموشی میسپردم. سالهایی را نیز تجربه کردم که بیناهار و بیشام گذشت، اما نه بیامید؛ چون عشق به نقاشی برایم قوتِ جان بود و همان تنگناها، به مرور، نگاه و دستم را پختهتر کرد و به کارم معنایی عمیقتر بخشید. 2. تحصیلات تحصیلات در تمام مقاطع: (مقطع/ رشته/ دانشگاه مرکز آموزش/ سال ورود به دانشگاه/ سال فراغت از تحصیل/ عنوان پایاننامه یا رساله) - دیپلم افتخار از دفتر ریاست جمهوری فرانسه در سال 1997.م - دومین دیپلم افتخار از دفتر ریاست جمهوری فرانسه در سال 1999. م - کارشناسی، نقاشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی ورودی 1366 / فراغت از تحصیل1371 / عنوان پایان نامه:«جستاری در نقش برجسته های طاق بستان و بیستون» - کارشناسی گرافیک، دانشگاه الزهرا(س) ورودی1367 / ترم هشت 1371 بدون پایان نامه - کارشناسی ارشد نقاشی دانشگاه تهران ورودی 1389 / فراغت از تحصیل 1391« فرهنگ جشن در ایران باستان: بررسی خاستگاهها، کارکردها و بازتابهای آیینی ـ اجتماعی » - کارشناسی ارشد پژوهش هنر دانشگاه الزهرا(س)ورودی 1392فراغت از تحصیل 1394/ عنوان پایان نامه «بازشناسی موتیف ها و عناصر نمادین ماه و مهر در فرهنگ ایرانی» - دکترای تخصصی پژوهش هنر / دانشگاه الزهرا(س) 1395 فراغت از تحصیل 1398/ عنوان پایان نامه« تناسبات زرین، هندسه مقدس و هندسه پنهان در بناهای شاخص مذهبی ایران و سایر ملل(موردی) - دانشجوی دکترای تاریخ تطبیقی تحلیلی هنر اسلامی ورودی 1402 دانشگاه شاهد تهران پایان نامه «خوانش رابطه نظام هندسی با مضامین عرفانی در نگارههای عهد تیموری»(هنوز دفاع نشده). دورههای آموزشی و تخصصی دیگر: حضورِ فعال در دورههای آموزشیِ ضمنخدمت، شرکت در کارگاههای تخصصیِ (ورکشاپ) هنری، و گذراندنِ دورههای مدیریت فرهنگی با هدف ارتقای مستمرِ دانش فنی و مهارتهای اجرایی؛ که منجر به کسب گواهینامههای رسمی و تخصصی در این حوزهها شده است. استادان اثرگذار: رها(عبدالحسین) محسنی کرمانشاهی، ناصر آراسته، هادی جمالی، جواد حمیدی، محمدابراهیم جعفری، چنگیز شهوق، بهمن بروجنی، همایون سلیمی ، مهدی حسینی، محمدرضا فیروزهای، ایرج اسکندری، بهروز دارش، ابراهیم معمارزاده طهرانی، مهدی سهابی، غلامعلی حاتم. حبیب الله آیت اللهی، مرتضی افشاری، خشایار قاضی زاده و... نکات خاص: در ورای هر اثر هنری، روایتی از ایستادگی و عشق نهفته است. زندگی هنری من مملو از خاطراتی است که در آن، هنر با سلوک معنوی گره میخورد. بزرگترین سرمایه من در این مسیر، نه امکانات مادی، بلکه اشتیاقی سوزان بود که سبب میشد در سختترین سالهای تحصیل، از نیازهای روزمره چشمپوشی کنم تا بوم و رنگی برای ثبت اندیشههایم داشته باشم. تحمل آن تنگناها و عبور از طوفانهای زندگی با سلاحِ عشق به نقاشی، شالوده و امضای شخصی مرا در هنر امروز رقم زد. 3. آغاز فعالیت حرفهای اولین فعالیت حرفهای شما چه بود؟ نخستین تجربهی حرفهای و جریانساز من، در نمایشگاهی انفرادی در «گالری صدر» تهران واقع در خیابان فرشته رقم خورد؛ رویدادی که فراتر از یک نمایشگاه معمولی، به ضیافتی از همدلی و ارادت بدل شد. در آن روز، حضورِ گرم و بیدریغِ اساتید و همکلاسیهایم از دانشگاه الزهرا (س) و دانشگاه آزاد اسلامی، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، چنان شکوهی به فضا بخشید که جمعیتِ مشتاق، تا بیرون از گالری و در امتداد خیابان فرشته به صف ایستاده بودند. سخنرانیِ پرشورِ دکتر جواد حمیدی که با کلامی انرژیبخش، جانِ کلامِ آن محفل بود، در کنارِ حضور و کلامِ امیدبخشِ بزرگانی همچون دکتر حبیبالله آیتاللهی، دکتر ابراهیم جعفری و دکتر ناصر آراسته، برای من که همواره شاگردیشان را به افتخار میداشتم، تجربهای تکرارنشدنی ساخت. مدیر گالری که از تماشای این حجم از همبستگی، همدلی و حمایتِ اساتید از یک داشجوی هنر شگفتزده بود، آن روز را از معدود رخدادهایی دانست که در آن، جامعهی هنری با چنین خلوص و اتحادی در کنار هم ایستادهاند. آن روز برای من فراتر از یک موفقیتِ نمایشگاهی بود؛ در آن غوغایِ حضور و تشویق، گویی کوهی از استواری، قدرت و باور به خویشتن در اعماق وجودم شکل گرفت که تا امروز، پشتوانهی مسیرِ هنریام در عرصههای ملی و بینالمللی بوده است. در چه سالی آغاز شد؟ 1368 اولین موفقیت جدی شما چه بود؟ به عنوان موفقیت که نمیتونم اسمش رو بگذارم ولی اولین بارقه و شور شوق رسیدن به موفقیت شاید مربوط به سال ۱۳۶۸باشد. ، در روزگاری که بهعنوان استاد پروازی در دانشگاه هنر و معماری یزد فعالیت میکردم، بهاقتضای سفر، کنار یک خانم ایرانی و آقای فرانسوی از شرکت برق آلستوم تهران نشسته بودم؛. خانم که کنارم نشسته بود، خانم ملیحه خطیبی نام داشت و سخنان مرد فرانسوی را برایم ترجمه میکرد. وقتی فهمیدند بسته کنارم یک نقاشی 50 در 70 است با اشتیاق گفتند ایشان و من مایلیم نقاشی شما را ببینیم. روزنامهای را که روی نقاشیم قرار داشت را کنار زدم؛ (آن روزها با اشتیاقی وصف نشدنی نقشبرجستههای طاقبستان را میکشیدم. با دیدن اثرم چنان به وجد آمدند که خواستند در یزد نیز نقاشیهای دیگرم را ببینند. برایشان توضیح دادم که آثارم در تهران است، اما باز هم مشتاقانه آدرس را گرفتند. آن روز شنبه بود. من گفتم سهشنبه ساعت چهار بامداد به سوی تهران پرواز دارم و راستش را بخواهید، اصلاً باور نمیکردم که برای دیدن آثارم یادشان بماند که به خانهام بیایند. اما در کمال ناباوری، همین که از فرودگاه به خانه رسیدم حدود ساعت هفت صبح بود، هنوز دکمههای لباسم را باز نکرده بودم که به دیدنم آمدند. همانجا آقای «دومنیک» پانزده تابلو از نقاشیهایم را انتخاب کرد و با خود برد که به فرانسه برود. همان روز وقتی ماجرا را برای استاد «چنگیرشهوق» تعریف کردم، با تعجب گفتند: «مگر دیوانهای؟ کدام آدم عاقل، ندیده و نشناخته آثارش را به یک غریبه میسپارد؟» من هم به شوخی گفتم: «میخواستم جا باز شود که بیشتر نقاشی کنم.» بعد از اینکه ماجرا را برای دکتر آیتاللهی هم تعریف کردند با نگاهی عمیق گفتند: «واقعاً نمیدانم به تو چه بگویم؛ کاری ست که کردی!…» حدود بیست روز بعد، خانم خطیبی از شرکت برق آلستوم با من تماس گرفت و گفت: «بیا روزنامه را ببین؛ خبر نمایشگاهت منتشر شده است.» برایم شگفتانگیز بود که برایم نمایشگاه برپا کرده بودند و همه آثار در قابهای زیبا به نمایش درآمده بود. جالبتر آنکه خانم رئیسجمهور وقت فرانسه، که در آن زمان شهردار پاریس بود، به نمایشگاهم رفته بود و به همین مناسبت، روزنامهها و مجلات، خبر و گزارشهای متعددی چاپ کرده بودند. با شوق فراوان، مجله و روزنامه را با خود به دانشگاه بردم. چون استاد ابراهیم جعفری فرانسه میدانستند و آن روز در دانشکده حضور داشتند، ابتدا به سراغ ایشان رفتم و گفتم: «استاد، میشه بگید درباره من و نقاشیهام چه نوشته؟» استاد اول نگاهی به من انداختند، بعد روزنامه بدون اینکه بخواند گفتند: «عزیزم، امضای زیر نقاشیها را ببین؛ اینها کار یک نقاش فرانسوی است!» همانجا خشکم زد. استاد که همه آن آثار را در کلاس دیده بودند، برایم عجیب بود چرا نمیخواستند بپذیرند که شاگردشان در فرانسه و با حضور رئیسجمهور آن کشور، نمایشگاه انفرادی داشته ! در حالی که از شدت شوق و بغض در خود فرورفته بودم، استاد آیتاللهی آمدند، روزنامه را دیدند و پس از خواندن مطالب گفتند: «من پیش از خواندن این نوشتهها و پیش از این نمایشگاه هم به تو افتخار میکردم؛ اما میخواهم بدانی که بهنظر من، تو بهترین شاگردی هستی که تا به امروز داشتهام.» آن جملهها چنان در جانم نشست که هنوز هم طنینشان را فراموش نکردهام؛ انگار با همان کلمات، دری تازه به روحم گشوده شد. مهمترین دشواریهای آغاز مسیر: مهمترین دشواریهای آغاز مسیر هنری من، کمبود امکانات مالی و ضرورت تأمین هزینههای آموزش و ابزار کار بود. در سالهای نخست، بخش عمده درآمد و توانم صرف تهیه رنگ، بوم، کاغذ و دیگر لوازم نقاشی میشد و گاه برای ادامهدادن مسیر، از بسیاری نیازهای شخصی و آسایشهای معمول چشم میپوشیدم. همزمان، پیگیری تحصیل، تدریس و تلاش برای تثبیت هویت حرفهای در فضای رقابتی هنر، نیازمند پشتکار و صبوری فراوان بود. با این همه، عشق به نقاشی و باور به ارزش آفرینش هنری، دشواریها را به تجربههایی سازنده تبدیل کرد؛ تجربههایی که نگاه، استقامت و مسیر حرفهای امروز مرا شکل دادند. از مسیر حرفهای خود بنویسید: مسیر حرفهای من از سالهای نوجوانی و همزمان با آغاز تدریس نقاشی شکل گرفت؛ زمانی که هنر برای من تنها یک علاقه نبود، بلکه به بخشی جدانشدنی از زندگی روزمرهام تبدیل شد. این مسیر بهتدریج با تحصیل دانشگاهی در حوزههای نقاشی، گرافیک، پژوهش هنر و سپس تاریخ تحلیلی و تطبیقی هنر اسلامی، ابعاد عمیقتر و جدیتری یافت و زمینهای فراهم کرد تا تجربه عملی هنر با مطالعه نظری و پژوهش پیوند بخورد. در ادامه، فعالیت حرفهای من در سه مسیرِ بههمپیوسته گسترش یافت: آفرینش هنری، آموزش و پژوهش. در عرصه آفرینش، کوشیدهام نقاشی را نه صرفاً بهمثابه یک رسانه بصری، بلکه بهعنوان زبانی برای بیان لایههای درونی انسان، معناهای فرهنگی و تجربههای زیسته دنبال کنم؛ رویکردی که در نمایشگاهها، حضورهای هنری و تجربههای بینالمللیام نیز بازتاب داشته است. در حوزه آموزش، تدریس همواره یکی از جدیترین وجوه کار من بوده و فرصتی فراهم کرده است تا آموختهها و تجربههای خود را با نسلهای جوانتر به اشتراک بگذارم. در حوزه پژوهش نیز تمرکز اصلیام بر نسبت میان ساختارهای بصری، معناهای رمزی و مبانی عرفانی در هنر اسلامی، بهویژه نگارگری ایرانی، قرار گرفته است. آنچه این مسیر را برای من متمایز میکند، پیوند مستمر میان تجربه عملی هنر، تأمل نظری و عولم درونی با جهان تصویر است. به باور من، مسیر حرفهای هنرمند زمانی معنا مییابد که خلق اثر، آموزش و پژوهش، در امتداد یکدیگر و در خدمت کشف حقیقت، زیبایی و هویت فرهنگی قرار گیرند. مهمترین افرادی که در طول مسیر حرفهای با آنان همکاری داشتهاید چه کسانی هستند؟ زندهیاد دکتر حبیبالله آیتاللهی بودند. ایشان با دانش گسترده، نگاه ژرف هنری و شیوه آموزنده خود، نقشی ماندگار در شکلگیری نگاه حرفهای و پژوهشی من داشتند. همراهی و اعتماد ایشان، بهویژه در سالهای آغازین فعالیت هنریام، برایم سرمایهای معنوی و پشتوانهای ارزشمند بود. یاد و آموزههای این استاد فرهیخته همواره در مسیر هنری و علمی من زنده خواهد ماند پربازخوردترین یا شناختهشدهترین اثر شما کدام است؟ برای من انتخاب یک اثر بهعنوان شناختهشدهترین یا پربازخوردترین اثر کار سادهای نیست. هر اثری که در معرض دید مخاطبان قرار گرفته، ارتباط و مخاطب خاص خود را پیدا کرده و به شیوهای متفاوت دیده و تجربه شده است. از سوی دیگر، باور دارم که واکنشهای مخاطبان همیشه بازتاب کامل احساس و قضاوت واقعی آنان نیست. گاهی ارزش و جایگاه یک اثر، با گذر زمان و در نگاه نسلهای بعدی روشنتر میشود. به همین دلیل، ترجیح میدهم قضاوت درباره ماندگارترین یا تأثیرگذارترین آثارم را به مخاطبان و تاریخ هنر واگذار کنم. 4. خط زمانی فعالیتها به ترتیب سال، مهمترین فعالیتها و مسئولیتهای خود را بنویسید. (تمام سمتهای مدیریتی، اجرایی، علمی، رسانهای و فرهنگی) (سمت یا شغل / سازمان یا مجموعه / سال آغاز / سال پایان) سمت تاریخ انتصاب مدیرعامل مؤسسه تعاونی نگارستان چینی تفت 1378لغایت1381 مدیر عامل کارخانه چینی نگارستان آبی 1379لغایت1381 پژوهشگر بنیاد ایرانشناسی استان کرمانشاه 1380لغایت1382 مشاورعالی و کارشناس هنرهای تجسمی حوزه هنری استان کرمانشاه 1382لغایت1396 نماینده حوزه هنری استان کرمانشاه در ستاد کشف و پرورش استعدادهای درخشان هنری جوانان کشور 1383لغایت1396 معاون آموزشی حوزه هنری استان کرمانشاه 1382لغایت1396 مسئول آموزش و پژوهش حوزه هنری استان کرمانشاه 1382لغایت1396 مدیر مرکز مهارت آموزی سوره 1382لغایت1390 داور مسابقات هنرهای تجسمی مراکز علمی کاربردی کشور 1383لغایت1396 معاون طرح و برنامه حوزه هنری استان کرمانشاه 1383لغایت1396 معاون فرهنگی حوزه هنری استان کرمانشاه 1384لغایت1395 نماینده پژوهشی حوزه هنری 1384لغایت1396 عضو هیئت علمی انتخاب آثار علمی و پژوهشی مراکز علمی کاربردی حوزه هنری های کشور 1384لغایت1396 مؤسس مجتمع فنی و حرفه ای زرین کلک از سال 1388 عضو بسیج هنرمندان استان ازسال 1385 عضو حلقه خاص صالحین از سال 1391 معرفی به عنوان هنرمند شاخص انقلاب اسلامی استان کرمانشاه چهلمین سالگرد انقلاب مسئولیتها و سمتهای فعلی: - کارشناس هنرهای تجسمی حوزه هنری استان کرمانشاه؛ - نایب رئیس انجمن نقاشان استان کرمانشاه؛ - تدریس در مقاطع مختلف دانشگاهی(هنر)؛ - مدیرگروه نقاشی، دانشگاه علمی کاربردی دادگر. آثار ( نام اثر / سال تولید یا انتشار / نوع اثر / نقش شما / ناشر، تهیهکننده یا شبکه پخش / توضیحات دلخواه) کتابها عنوان | ناشر | سال | توضیح عنوان کتاب سال انتشار تعداد صفحات بازشناسی موتیف ها و عناصر نمادین ماه و مهر در فرهنگ ایرانی 1395 255صفحه مجموعه آثار نقاشی تحت عنوان محراب عشق 1392 جستاری در نقش برجسته های طاق بستان و بیستون حدود 300صفحه در دست اقدام کلافهای رنگی(داستان کودک ونوجوان همراه با تصویرسازی) در دست اقدام تدوین کتاب مجموعه آثار نقاشان استان کرمانشاه 1401 چاپ اثر کتاب مجموعه آثار استادان نقاشی تحت عنوان تجسم هنر 1402 مقالات / ترجمهها / پژوهشها / نشریه و... فیلمهای سینمایی / سریالها / مستندها / برنامههای تلویزیونی / برنامههای رادیویی / نمایش و ... پادکست / قطعه موسیقی / آلبوم موسیقی و... آثار دیجیتال و اینترنتی سایر آثار ۱. تألیفات و پژوهشها • ریشههای تاریخی امثالالحکم، ۱۳۶۸ • جشنهای ایران باستان، (1373) • روح موسیقی در نقاشی، (1374) • زندگی و فعالیت روحانیون عصر ساسانی، (1375) ۲. فعالیتهای رسانهای و فرهنگی • برگزاری و کارشناسیِ میزگردهای تخصصیِ هنری در صدا و سیمای مرکز استان کرمانشاه. ۳. انتشارات و توزیع سراسری آثار هنری این بخش شامل طراحی و تولید آثار گرافیکی و هنری با تیراژ بالا و توزیع سراسری در کشور است: • چاپ و نشر تابلوی «ولایت» (تصویر حضرت امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب): توزیع ۵۰,۰۰۰ پوستر و ۵,۰۰۰ کارت در سراسر کشور جهت استفاده در راهپیماییهای ایام دهه فجر. • چاپ و نشر اثر هنریِ یادبودِ امام و رهبری: توزیع ۲۰,۰۰۰ پوستر در سطح ملی. • چاپ و نشر تابلوی ویژه سفر مقام معظم رهبری به استان کرمانشاه: تولید و توزیع ۵,۰۰۰ کارتپستال. • طراحی و نشرِ مجموعهی «محراب عشق» و «محراب یاس»: تولید ۲,۵۰۰ عدد کارتپستال و اهدا به ادارات و سازمانهای سراسر کشور. • طراحی تمبر یادبود کنگره جهانی حضرت زینب (س) توسط سپاه نبی اکرم(ص) ، بسیج جامعه زنان و بنیاد شهید (1390). https://fa.abna24.com/news/253842 5. جوایز و افتخارات عنوان جایزه | برگزارکننده | سال ردیف نام مسابقه / المپیاد / جشنواره رتبه سال 1 25e anniversaire de l,exposition peintue-re et de sculpture1993 نفر اول نقاشی 1/8/1371 2 OSAKA TRIENNALE,1993 نفر برتر 15/11/1371 3 17e FESTIVAL DE PRINTEMPS نفر اول نقاشی 1/2/1372 4 pour son 18eme festival de peinture et de s sculpture 1993 نفر اول نقاشی 1/7/1372 5 دیپلم افتخار از سوی دفتر ریاست جمهوری فرانسه 1997 نفر اول نقاشی 2/11/1376 6 نفر اول مسابقه جهانی aydin dogan ترکیه1997 نفر اول نقاشی 1/7/1376 7 دیپلم افتخار از کشور فرانسه 1999 نفر اول نقاشی 1/1/1377 8 رتبه نخست جشنواره پرتوحسن رتبه نخست 1387 9 هنرمند شاخص در همایش بین المللی تجلیل از فوزیه شیر دل تجلیل 1393 10 هنرمند شاخص انقلاب اسلامی در مراسم چهلمین سال پیروزی انقلاب تجلیل 1397 • منظور رویدادهای ملی، استانی و بینالمللی است. 6. فعالیتهای بینالمللی حضور در رویدادهای خارجی: نمایشگاه نقاشی بصورت انفرادی وگروهی در کشورهای: فرانسه، آلمان ، ژاپن، سوئیس، سوئد از سال 1368 .... ترجمه آثار:(در حد آثار دانشگاهی) همکاریهای بینالمللی: نداشتم 7. اسناد و چندرسانهای مهمترین مصاحبهها: حضور مستمر و تحلیلگرانه در شبکه استانی زاگرس: مشارکت تخصصی در برنامههای گوناگون شبکه زاگرس در طول سالیان متمادی، با محوریت تبیین جایگاه هنر های تجسمی و فرهنگ کرمانشاه. گفتگوهای تخصصی در شبکههای سراسری: حضور در برنامههای فاخر شبکههای ملی، بهصورت مناسبتی، در راستای ترویج مبانی هنر اصیل ایرانی و معرفی میراث مکتوب. مشارکت در برنامههای رادیویی: گفتگوهای کارشناسانه در شبکه رادیویی استانی و سراسری با موضوع آسیبشناسی و احیای هنرهای سنتی و کتابآرایی.

