کرمانشاه
← همه اخبار
هنجار گریزی در نثر احمد عزیزی

هنجار گریزی در نثر احمد عزیزی

۱۳ خرداد ۱۴۰۲کد خبر: 161834۳

زهرا لرستانی

(استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه، گروه زبان و ادبیات فارسی)

چکیده

هر گوینده ای برای آنکه کلامش مقبول طبع مخاطبان باشد، سعی می کند عادتهای رایج زبانی را نادیده بگیرد و با تغییر دادن قواعد زبان به نفع برجسته سازی کلامش، به نحوی برخواننده اثر بگذارد. اینکه گوینده ای در این مسیر موفق باشد یا ناموفق به قضاوت مخاطبانش بستگی دارد و به اینکه در این نوآوریها اصل رسانگی زبان را نادیده نگیرد یعنی کلامش همچنان برای کاربران زبان معنادار باشد. گویندگان به شیوه های مختلف می توانند کلام عادی را به کلام ادبی تبدیل کنند. از جمله این روشها هنجارگریزی است. احمد عزیزی شاعر و نویسنده معاصر یکی از کسانی است که هنجار گریزی جلوه ویژه ای در آثارش دارد.

در این مقاله دو کتاب روایت شطح و ترجمه زخم او بررسی شد. این دو اثر به نثر نوشته شده اند و در واقع دلنوشته های گوینده است. کتاب اول بیشتر جهت گیری های اجتماعی و سیاسی گوینده را نمایان
می سازد و کتاب دوم علاوه بر نظریات اجتماعی، شامل عواطف و احساسات فردی شاعر نیز هست بنابراین کتاب ترجمه زخم زبان ادبی تری دارد. با این حال شکل های مختلف هنجار گریزی در هر دو کتاب فراوان دیده می شود. از میان انواع مختلف هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی نمود بیشتری در این دو کتاب دارد و برخی از هنجار گریزی ها نظیر هنجارگریزی سبکی و آوایی نمونه ای در نثرش ندارند.

کلید واژه ها: هنجارگریزی، احمد عزیزی، ترجمه زخم، روایت شطح

مقدمه

اصطلاح هنجار گریزی را اولین بار فرمالیستهای روس مطرح کردند. اما شیوه های هنجارگریزی شیوه های تازه ای در ادبیات نیستند. می توان گفت فرمالیستها هنجارگریزی را کشف کردند. هرچند آنها معتقد بودند هنجار گریزی امری آگاهانه است، اما قرنها شاعران و نویسندگان شیوه هایی در شعر و نثرشان به کار بردند، بی آنکه نامی بر آن نهند تا بعد صورتگرایان روس آن را هنجارگریزی نامیدند. البته هنجارگریزی حوزه وسیعی دارد که بخشی از آن با بلاغت فارسی هم پوشانی دارد. می توان گفت تمام صناعات ادبی به شکلی در متن هنجارگریزی می­کنند تا جایی که گفته شده«صناعت ادبی عبارت است از آشنایی زدایی از موضوعات»(سلدن، 1384:50)

هنجارگریزی یکی از شکلهای آشنایی زدایی است.«آشنایی زدایی از مهم­ترین نظریاتی است که فرمالیستهای روس مطرح کردند. آنان در پاسخ به این پرسش که وظیفه ادبیات چیست، نظریه آشنایی زدایی را مطرح کرده اند»( علوی مقدم، 1381:107)

آشنایی زدایی موجب برجسته سازی در متن می شود. تا جایی که خواننده را به توقف و تأمل در برابر متن وا می دارد.«برجسته سازی عبارت است از به کارگیری عناصر زبان به گونه ای که شیوه بیان جلب نظر کند و غیرمتعارف باشد. برجسته سازی انحراف از زبان معیار است.»(روحانی،1388:65)

برجسته سازی به دو شکل صورت می گیرد: قاعده افزایی و هنجارگریزی. قاعده افزایی یعنی رعایت قواعدی افزون بر قواعد عادی زبان. به عنوان مثال در شعر وقتی شاعر خود را موظف می داند وزن خاصی را رعایت کند و در پایان هر مصرع یا بیت قافیه بیاورد، اقدام به قاعده افزایی کرده چرا که رعایت وزن های عروضی از قواعد زبان معیار نیست.

«هنجارگریزی گریز از قواعد زبان هنجار و عدم مطابقت و هماهنگی معانی با زبان متعارف است.»(انوشه، 1376:1445) به این اعتبار هرگونه تغییری در قواعد زبان معیار منجر به هنجارگریزی می شود، مشروط بر آنکه مفهوم در زبان قربانی نشود.«لیچ هنگام بحث درباره هنجارگریزی و قاعده افزایی محدودیتی برای این دو قائل می شود. از نظر او هنجارگریزی می­تواند تنها بدان حد پیش رود که ایجاد ارتباط مختل نشود و برجسته سازی قابل تعبیر باشد. شفیعی کدکنی نیز بر این نکته تأکید دارد و معتقد است که هنجارگریزی می باید اصل رسانگی را مراعات کند»(صفوی، 1383،41)

هنجار گریزی شکلها یا انواع مختلف دارد. تقریباً همه صاحبنظران در این زمینه یک نظر دارند که مبنای آن نظر لیچ است که هنجارگریزی را تقسیم می کند به انواع نحوی، واژگانی، آوایی، معنایی، گویشی، زمانی و سبکی.

در این مقاله سعی بر این است انواع هنجار گریزی در دو کتاب«روایت شطح» و «ترجمه زخم» احمد عزیزی بررسی شود. از میان آثار فراوان عزیزی آثار منثور او انتخاب شد چرا که هنجار گریزی امری ضروری در شعر است بنابراین هر شاعری خود را موظف می داند که زبان شعری خود را از زبان معیار متمایز کند. در نتیجه انواع هنجارگریزی در اشعار مختلف فراوان دیده می شود اما در نثر نویسنده الزامی ندارد که از زبان معیار عدول کند. همین اختیار نویسنده در انتخاب زبان نثر موجب می شود آنجا که هدف پیام رسانی زبان نثر ادبی به زبان معیار نزدیک می شود و کمتر شیوه های هنجار گریزی در آن دیده می شود.

احمد عزیزی شاعری است توانا که در اشعار خود به ویژه مثنوی­هایش به زیبایی شکلهای مختلف هنجارگریزی را به کار می برد تا جایی که مثنوی های او از معاصرانش کاملاً متمایز است. نکته اینجاست که در آثار منثور خود نیز با همان زبان خاص شعری اش قلم فرسایی می کند. به نحوی که نثرش نیز از نثر معاصران ممتاز می شود. با این حال کمتر به بررسی آثار منثور او از جنبه زبانی پرداخته شده است و شعر او بیشتر توجه منتقدان را جلب نموده از این رو متون نثر او برای بررسی در این مقاله برگزیده شد تا نشان داده شود انواع مختلف هنجارگریزی با بسامد بالا می تواند در نثر هم به کار گرفته شود.

پیشینه تحقیق

احمد عزیزی یکی از شاعران معاصر فارسی است که اگر چه خلاقیت فراوانی در زبان شعر و نثرش دارد، کمتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته یا بهتر است بگوییم آن چنان که شایسته اوست مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است. در مورد اشعار او تعدادی مقاله نوشته شده از جمله:«فناوری در زبان امروز جستاری در تأثیر تکنولوژی بر شعر احمد عزیزی» نوشته مریم شعبان زاده که در شماره هشتم نشریه فنون ادبی به چاپ رسیده است. در این مقاله نویسنده واژه های مرتبط با تکنولوژی امروز که در شعر احمد عزیزی به کار رفته است، را بررسی می کند و میزان تأثیر پذیری عزیزی از تکنولوژی را مشخص می نماید.

شعبان زاده مقاله دیگری درباره احمد عزیزی دارد با عنوان«نگاهی به شعر احمد عزیزی». این مقاله در شماره شانزدهم مجله پژوهشنامه ادب غنایی به چاپ رسیده است. او در این مقاله به بررسی شعر احمد عزیزی به طور کلی می پردازد و در نهایت به این نتیجه می رسد که عزیزی از میان مضامین مختلف گرایش بیشتری به عرفان دارد.

حسین آقا حسینی نیز در مقاله«تحلیل زبان شناختی ساختار شعر احمد عزیزی بر اساس کفشهای مکاشفه » که در شماره پنجم مجله پژوهشهای زبان شناسی به چاپ رسیده است، به آشنایی زدایی­های احمد عزیزی از نظر آوایی، واژگانی و نحوی در کتاب کفشهای مکاشفه می­پردازد. در این مقاله نیز از نظریه ساختارگراها برای بررسی اثر بهره گرفته شده است.

مقالات زیادی با گرایش به هنجارگریزی نوشته و چاپ شده است. از جمله این مقالات می­توان به مقاله«بررسی هنجار گریزی در شعر شفیعی کدکنی» اشاره کرد. این مقاله نوشته مسعود روحانی است و در شماره سوم گوهر گویا به چاپ رسیده است. در این مقاله با توجه به نظریات ساخت گراها به بررسی شیوه ها و انواع هنجارگریزی در شعر شفیعی کدکنی پرداخته شده است. به این شیوه مقالات زیادی نوشته شده که در اینجا برای جلوگیری از اطاله کلام تنها به نام برخی از آنها اشاره می شود:

رویکرد صورتگرانه به شعر قیصر از منظر هنجارگریزی نوشته یدالله بهمنی مطلق، زبان و ادبیات فارسی، شماره هفتاد و یک گونه­هایی از هنجارگریزی نحوی در شعر ناصر حسرو، مرتضی محسنی، شعر پژوهی، شماره هفت. هنجارگریزی در شعر هوشنگ ایرانی، غلامرضا پیروز، شعر پژوهی، شماره چهارده.

هنجار گزیزی در آثار منثور احمد عزیزی

هنجارگریزی واژگانی

«این گونه هنجارگریزی یکی از شیوه هایی است که شاعر از طریق آن زبان خود را برجسته می سازد؛ بدین ترتیب برحسب قیاس و گریز از قواعد ساخت واژه زبان هنجار، واژه­ای جدید می­آفریند و به کار
می بندد»(صفوی، 1383:46)

در نثر احمد عزیزی گاه واژه سازی به شکل ترکیب سازی انجام می شود: نظیر ترکیب جوجه اندیشمند یا توله متفکر در عبارت زیر. هر دو سوی این ترکیب در زبان وجود داشته اند اما در کنار هم آمدن آنها موجب خلق ترکیب جدیدی شده است: این توله متفکران و جوجه اندیشمندان که خیال می کنند دنیا به این چند چسب نیوتنی و چند خطکش دکارتی و چند لانه زنبور هگلی وصل است.(روایت شطح،7)

در جمله زیر نیز ترکیبی نوآفریده شده با این تفاوت که بخشی از این ترکیب غیر فارسی است و خود در ترمیب رایجی مثل فتوکرومیک به کار می رود. به این ترتیب کلمه جدید هم آشناست و هم آشنایی زدایی می کند:

باید چشمها را فتوالهی کرد.(ترجمه زخم، 36)

ساخت واژه ها می تواند به شکل ساخت وازه سده نیز رخ دهد. در شعر زیر واژه شیمیاگر ساخته شاعر است. واژه ای که هم یک شیمیاگر ورزیده با انواع فنون فیزیکی آشنایی دارد.(روایت شطح، 133)

مرا در آبگینه بشکنید و بکشانید بر سفالستان تن و بر این ساعات شنی بیاویزید.

هنجارگریزی نحوی

«شاعر می تواند در شعر خود با جابه جا کردن عناصر سازنده جمله از قواعد نحوی زبان هنجار گریز بزند و زبان خود را از زبان هنجار متمایز سازد.»(صفوی،1383،46) وقتی از نحو صحبت می شود منظور روابط هم نشینی معین در زبان معیار است یعنی قواعد دستوری که جایگاه هر واژه را در نظام همنشینی تعیین
می­کنند.«محتوا برای شکل­گیری نیازمند دو ساختار است؛ ساختار نحوی و ساختار معنایی. نحو و معنا در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگرند. با وجود این به صراحت می­توان گفت هر جا پای ارتباط هم­نشینی در میان باشد، با ساختار نحوی سر و کار داریم. در صورتی که ساختار معنایی بر رابطه جانشینی تکیه دارد.»(شعیری،1388،142)

این شکل از هنجارگریزی را ممکن است افراد عادی هم در زبان به کار بگیرند. در علم معانی که بخشی از علم بلاغت فارسی است به مواردی اشاره می­شود که گوینده می­تواند ارکان جمله را براساس غرضش از کلام جا به جا کند. برخی از این جا به جایی نشانه بلاغت متکلم است و پسندیده. برخی نیز تنها نشانگر ضرورت کلام،«بلاعت کلام آن است که جمله فصیح و برای بیان مقصود گوینده وافی و رسا و مطالق و مقتضی حال و مقام باشد؛ مثلاً در جایی که مقام مقتضی ایجاز و اختصار است، سخن را موجز و مختصر بگویند و در موردی که مقتضی تفضیل و اطناب است کلام را مفصل بیاورند و همچنان در مقام تأکید و حذف و ذکر و تعریف و تنکیر و تقدیم و تأخیر و تقدم فعل در جمله از نمونه های هنجارگریزی نحوی است:

باید وصل شد به شاپرک به پونه به شقایق(روایت شطح،25)

لوبیا عرضیست از لولای جوهر(روایت شطح،47)

جدا کردن اجزای جداناپذیر فعل مرکب نیز شکل دیگری ازز هنجارگریزی نحوی در زبان فارسی است. دو دسته فعل مرکب در زبان فارسی وجود دارد. دسته ای که اجزای آن می تواند در جمله از هم جدا کرد، نظیر دوست داشتن، که در جمله می­توان به شکل دوستت دارم به کارش برد و از نظر دستوری اشکالی ندارد. اما برخی از فعلهای مرکب تابع چنین قاعده ای نیستند و نمی­توان اجزای آن را در جمله از هم جدا کرد مانند ریاضت کشیدن. در عبارت زیر دو جز فعلی و اسمی این فعل از هم جدا شده اند. از سوی دیگر بخش اسمی فعل مرکب نمی تواند نقش بپذیرد. با این حال نویسنده با آوردن حرف را پس از ریاضت نقش مفعولی را برای آن تعریف کرده حال آنکه در ژرف ساخت جمله ریاضت مفعول نیست بلکه در اسمی فعل مرکب است:

باید ریاضت را خورد خورد کشید(روایت شطح، 60)

جابه جایی ضمیر نیز از شکل­های هنجارگریزی نحوی است. در عبارت زیر باید ضمیر پس از گ می آمد: خدا پرگلش کند، که در ژرف ساخت می توان گور را به جمله اضافه کرد: خدا گورش را پرگل کند یا پر کل را به معنی غرق گل کردن که اشارتی است به بهشت، دانست. به این ترتیب در جمله زیر دو شکل از هنجارگریزی رخ داده است. در ابتدا ضمیر از محل اصلی خود برداشته شده و در جایی دیگر قرار گرفته است که هنجار گریزی نحوی است. پس از آن عبارت پرگل کردن آمده که عبارتی است ساختگی و می توان آن را هنجارگریزی واژگانی در نظر گرفت.

مرحوم بهاری که خدایش پرگل کند.(روایت شطح، 110)

گاه نیز هنجارگریزی نحوی به شکلی صورت می گیرد که اصل رسانگی زبان را زیرپا می گذارد. در دو جمله زیر تمام ارکان جمله جا به جا شده اند و این جا به جایی به اندازه ای است که درک معنی را دشوار یا حتی غیرممکن می سازد. دو جمله اول با جابه جا کردن واژه صدا که جز اسمی فعل مرکب است، کلمه صدا نقش نهاد گرفته است و در جمله بعد عدم هماهنگی نهاد پیوسته و جدا در دو جمله معنا را دچار تزلزل کرده است.

صدا مرا زد. من برخاست او رفتم.(ترجمه زخم، 61)

این تغییر نقش کلمات با جا به جا کردن آنها در جمله همیشه موجب اختلال در معنی رسانی نمی شود. به عنوان مثال در شعر زیر سحر قید جمله است که در جایگاه مفعول قرار گرفته است با این حال هنوز مخاطب می تواند معنی را از همین کلام هم دریابد در عین حال به دلیل هنجارگریزی نحوی صورت گرفته در جمله، لذت خواندن آن افزایش می باید:

هروقت به دعا احتیاج داشتی سحر را بیدار کن.(ترجمه زخم،63)

هنجار گریزی آوایی

  « در این نوع هنجارگریزی، شاعر از قواعد آوایی هنجارگریز می­زند و صورتی را به کار می برد که از نظر آوایی در زبان هنجار متداول نیست»(صفوی،1383،47) این شکل از هنجارگریزی بیشتر در شعر فارسی به کار می رود. چرا که اغلب شاعران به دلیل ضرورت وزنی ناچارند شکل خاصی از تلفظ را به کار ببرند تا وزن رعایت شود. به عنوان مثال در شعر زیر از مولوی در واژه پنهانست هنجارگریزی آوایی صورت گرفته است:

دو دهان داریم گویا همچو نی              یک دهان پنهانست در دستان وی

در نثر احمد عزیزی از آنجا که ضرورت و تنگنای شعری وجود ندارد این شکل از هنجارگریزی هم دیده
نمی شود.

 

هنجار گریزی نوشتاری

«گاه شاعر از نوعی هنجارگریزی در نوشتار سود می بر د که معادل آوایی ندارد. به عبارت دیگر شیوه ای را در نوشتار به کار می­برد که تغییری در تلفظ واژه به وجود نمی آورد، بلکه مفهومی ثانوی بر مفهوم اصلی واژه می­افزاید.»(صفوی،1383:47)«به این نوع هنجارگریزی شعر نگاه یا شعر تجسمی هم می گویند»(سنگری، 1386:261)

اگر چه هنجارگریزی نوشتاری مختص شعر نیست و در نثرهای پست مدرن بسیار دیده می شود، اما این شکل از هنجار گریزی هم در نثر عزیزی نمونه ای ندارد.

هنجار گریزی معنایی

یکی دیگر از شکل­های هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی است. «حوزه معنی به عنوان انعطاف پذیرترین سطح زبان، بیش از دیگر سطوح زبان در برجسته سازی ادبی مورد استفاده قرار می گیرد. همنشینی واژه ها  بر اساس قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار، تابع محدودیت های خاص خود است.»(صفوی،1383:48)عدم رعایت این هنجارها از سوی گوینده می­تواند منجر به خلق معانی تازه­ای شود. بسیاری از صناعات بلاغی فارسی به ویژه در حوزه بیان از این دست هنجارگریزی به شمار می­روند.«از دیدگاه نشانه­شناسی هنجارگریزی معنایی در دو شاخه قابل تحلیل و بررسی است: تجسم­گرایی یعنی دادن مشخصه های ملموس و عینی به پدیده­های مجرد و تجرید­گرایی یعنی دادن مشخصه­های معنایی مجرد به پدیده­های ملموس»(خسرو شکیب،1388:188)

تجسم گرایی

این شکل از هنجار­گریزی معنایی پربسامد­ترین شکل هنجارگریزی در نثر عزیزی است. سراسر دو کتاب مورد بررسی سرشار از هنجارگریزی به این شیوه است. در بلاغت فارسی برجسته ترین شیوه تجسم گرایی را در قالب صنعت استعاره مکنیه می­توان دید. به ویژه شکلی از استعاره مکینه که به تشخیص شناخته شده است. جایی که مستعارمنه محذوف انسان است و مستعارله ذکر شده امری انتزاعی و غیرحسی است. احساسات امری است انتزاعی اما در عبارات زیر زخم می خورد و به نمایش گذاشته می شود که هر دو از ویژگی های امور محسوسند:

من احساسات زخم خورده­ام را به نشریات معتبر خواهم فروخت تا در قفس شعرها به تماشا بگذارند(ترجمه زخم 10)  

آن شبی که واژه ها به دنبال معانی خود بودند، معنی خیلی از واژه ها با یکدیگر عوض بدل شد(ترجمه زخم 34).

همیشه لازم نیست مستعارمنه انسان باشد. هر امر حسی که در جایگاه مستعارمنه قرار بگیرد و در طرف دیگرش امری انتزاعی باشد می تواند منجر به تجسم­گرایی شود. به عنوان مثال در جملات زیر آوردن صفت ضخامت برای روح آن را حسی کرده است:

در نیمه شب هایی که برف می بارد ضخامت روح جاده ها کم می شود(روایت شطح، 73)

تجسم­گرایی می­تواند در قالب صنعت تشبیه هم صورت بگیرد. در جملات زیر دو بار تجسم­گرایی صورت پذیرفته است. یکبار در قالب استعاره در جمله اول. احساسات استعاره از هرچیز خوردنی گرفته شده و فعل خوردن برای آن به کار رفته. بار دیگر در جمله دوم تجسم­گرایی در قالب تشبیه صورت پذیرفته است. فطرت که امری انتزاعی است به ییلاق تشبیه شده است:

احساساتمان را از تنور تماشا می خوردیم. فطرت ییلاق پایان ناپذیری است(روایت شطح19)

به کار بردن صفتی که مخصوص امور حسی است برای امور انتزاعی نیز می تواند منجر به تجسم گرایی شود. در جمله زیر کاربرد صفت پولکی برای بغض آن را به امری محسوس تبدیل کرده است.

منم بغض پولکی تصویر تو در منجوق دوزی تکلم(ترجمه زخم، 59)

گاه نیز این صفت بین دو موصوف به اشتراک گذاشته می­شود که برای یکی محسوس و برای دیگری نامحسوس است. شامه سگ تیزتر از چاقوی دست بشر است.(روایت شطح، 81)

 تجرید گرایی

این شکل از هنجارگریزی معنایی نسبت به شکل قبل کمتر مورد توجه عزیزی در نثرهایش بوده است و به سختی می­توان نمونه های مناسبی برای آن در دو کتاب مورد بررسی یافت. پاییز امری کاملاً انتزاعی نیست اما مجموعه ای از امور است بنابراین می تواند تا حدودی مفهوم کلی آن را انتزاعی دانست:

مرحوم بهاری کمانچه را عین پاییز می زد(روایت شطح،44)

بهار تمرین جدول ضرب قیامت است.(ترجمه زخم،76)

همین الان پروانه ها معاد شدند.(ترجمه زخم، 76)

غیر از این شکلهای کلی هنجارگریزی، شکلهایی دیگر از آن وجود دارد که اگرچه در مثالهایی که در آثار مختلف ذکر شده به آنها اشاره شده است اما دسته مشخصی از آنها ارائه نگردیده است. در بیشتر موارد هنجارگریزهای معنایی در قالب صناعات بلاغی بررسی می کنند، اما در این مقاله نگارنده سعی دارد برخی از هنجارگریزیهای معنایی که ناشی از به هم ریختگی هم زمان نظام همنشینی و جانشینی جمله است را در دسته بندی مشخص در نثر عزیزی مشخص کند. همنشینی نامعمول هر یک از ارکان جمله با رکن دیگری ممکن است موجب هنجارگریزی معنایی شود. به این ترتیب در ذیل همنشینی های نامعمول که موجی هنجارگریزی معنایی در نثر احمد عزیزی شده اند، بررسی ذکر می­شوند:

فعل و نهاد

اگر فعل از نظر شناسه با هم مطابقت نداشته باشند، هنجارگریزی نحوی است اما اگر عدم تطابق آنها از نظر مفهوم و معنایشان باشد، هنجارگریزی معنایی است. گاه کاربرد فعلهایی جاندار برای نهاد بی جان که مصداق استعاره مکنیه است، موجب هنجارگریزی معنایی می­شود. به عنوان مثال در جمله زیرگذاشتن فعلی است که از نظر معنایی با نهاد ساحل همخوانی ندارد:

ساحل از گام های من گذشت(ترجمه زخم، 61)  

ویلن مست است. ویلن تلوتلو می خورد ... اما ویلن بی خیال این حرفهاست.(روایت شطح، 47)

گاه نیز بی آنکه استعاره ای به کار می رود، عدم تناسب معنایی نهاد و فعل موجب هنجارگریزی معنایی
می شود. به عنوان مثال در حال وفور بودن فعلی است که در نظام همنشینی با نهاد من سازگار نیست. در اینجا بی آنکه استعاره ای به کار رفته باشد، از طریق همنشینی نامعمول نهاد و فعل، هنجارگریزی شده است:

من در حال وفورم.(ترجمه زخم، 54)

نظیر همین رابطه میان چشمان و ماسیده اند وجود دارد:

چشمانت روی روز ماسیده اند(ترجمه زخم، 57)

نهاد و مسند

هرگاه نهاد با مسندی نامعمول همراه شود نیز می تواند موجب هنجارگریزی معنایی شود، مثلاً در جمله زیر دیوانگی را به زیبایی که امری است انتزاعی نسبت داده است، حال آنکه دیوانگی ویژگی ای است که معمولاً بر ای موجودی محسوس به کار می رود که از او انتظار عقل می رود. یعنی برای انسان به کار می رود وقتی تصور می شود عقلی که از او انتظار می رود را از دست داده است:

زیبایی دیوانه است.(ترجمه زخم،80)

در عبارات زیر واژه ماهیت را به کلاغ نسبت می دهد که دور از ذهن است و غیرعادی است:

کلاغ ماهیتی است بر سیم تلگراف وجود، کلاغ جنسی است که لباس فصل حراج می کند.(روایت شطح، 58)

فعل و مفعول

ناهمخوانی میان مفعول و فعل می­تواند به دلیل کاربرد استعاره مرکب در جمله باشد، نظیر جمله زیر:

ماییم که حیرت خود را می دوشیم.(ترجمه زخم، 60)

به کار بردن واژه های مرتبط با یکی از حواس پنجگانه را برای دیگر حواس، در بلاغت فارسی حس آمیزی می­نامند. کاربرد صنعت حس آمیزی می­تواند موجب هنجارگریزی شود. در جمله زیر دیدن موسیقی هنجارگریزی که به دلیل همنشینی نامعمول فعل دیدن با مفعول موسیقی که امری است شنیدنی صورت گرفته است. این هنجارگریزی از مصداقهای حس آمیزی می باشد:

یک روز در اواخر آواز در چند گامی تحریر، موسیقی طلایی ترس را دیدیم.(ترجمه زخم، 60)

در جمله زیر نیز نوشیدن غزل نمونه همین شکل از هنجارگریزی است:

غزل را باید جرعه جرعه نوشید.(روایت شطح، 153)

متمم

در جمله زیر متمم با دیگر ارکان جمله همنشینی معمول ندارد:

باید با نماز خود خوابید.(ترجمه زخم، 35)

صفت و موصوف

ناهمخوانی میان صفت و موصوف نیز می­تواند موجب هنجارگریزی شود. نمونه آن می­تواند عبارات زیر باشد. در ابتدای جمله ترکیب وصفی قرن هشت و نیم به کار رفته که با توجه به نیم در صفت و بقیه جمله
می دانیم قرن تناسبی با متن ندارد:

نزدیکی­های قرن هشت و نیم صبح می­زدیم به بیستون که کوه کنی فرهاد را تماشا کنیم.(ترجمه زخم، 81)

به کار بردن صفت مهاجر برای دریاچه که امری ثابت است، در جمله آتی نیز از مواردی است که همنشینی نامعمول صفت و موصوف موجب هنجارگریزی معنایی شده است:

دریاچه های مهاجر می گذرند.(ترجمه زخم، 56)

کاربرد صفت پرفسور هم برای کلاغ از این دست هنجارگریزی است:

آقای پروفسور کلاغ با یک حرکت جوهری قالب پنیر روح را بر می دارد.(روایت شطح، 59)

مضاف و مضاف الیه

همچنان که ترکیب­های وصفی می­توانند مصداقی برای هنجارگریزی معنایی شوند. به عنوان مثال ترکیب سنگفرش مشیت الهی، نمونه بارز هنجارگریزی معنایی است. در بیشتر موارد اضافه­هایی که نمونه هنجارگریزی هستند، اضافه های استعاری هستند:

همه این کوچه ها سنگفرش مشیت الهی است.(ترجمه زخم، 76)

ترکیب سم سنتور و گرد و خاک تنبور در جمله زیر هم از این دستند:

یک عمر باید زیر سم سنتورها و عقب گرد و خاک تنبورها راه بیفتی.(روایت شطح، 106)

البته گاه اضافه­های تشبیهی هم می­تواند نمونه هنجارگریزی معنایی باشد، نظیر مسواک نیایش در جمله زیر:

باید مرتب مسواک نیایش زد.(ترجمه زخم، 36)

هنجار گریزی گویشی

« در برخی موارد می بینیم که شاعر گویشی را غیر از زبان هنجار وارد شعر می کند. چنین انحرافی از زبان هنجار را هنجارگریزی گویشی می نامیم.»(صفوی،49:1383)     

«استفاده از واژگان محلی مخاطب را با فضا و مکان شعر و شاعر آشناتر می­کند. این شیوه صمیمیتی
می آفریند که شاید واژگان زبان هنجار توانایی آن را نداشته باشند.»(سنگری، 260:1386)

عزیزی به ندرت از واژه­های گویش کرمانشاه که منطقه زندگی اوست بهره می­گیرد. به عنوان مثال در جمله زیر سرچوپی اصطلاحی است در رقص کرمانشاهی:

سرنا تعزیه خوانی قدر و سرچوپی به دستی ماهر و سوارکاری تفنگ به دست است.(روایت شطح، 108)

در مواردی هم اصطلاحات مربوط به گونه زبان عامیانه به کار می برد که هم می­تواند هنجارگریزی سبکی به شمار آید هم هنجارگریزی گویشی:

آواز مسئولیت دارد. نمی­شود آوز ایرانی خواند و هله هوله معین و چیپس و پیتزای شماعی زاده خورد. آواز خوان با کلاس سر هر گذری به تصنیف خواندن نمی­ایستد و برای هر پاچه ورمالیده­ای رنگ
نمی گیرد.(روایت شطح، 106)

در مجموع عزیزی کمتر به این شکل از هنجارگریزی توجه دارد.

هنجارگریزی سبکی

« این امکان برای شاعر وجود دارد که از لایه اصلی شعر که گونه نوشتاری معیار است گریز بزند و از واژگان یا ساختهای نحوی گفتاری استفاده کند.»(صفوی، 49:1383)

«ارزش هنجارگریزی سبکی از چند نظر قابل بررسی است:

  • تغییر موسیقی شعر
  • تغییر فضا در شعر
  • ایجاد فضای صمیمت در شعر»(سنگری، 258:1386)

چنانکه از عنوانها مشخص است این شکل از هنجارگریزی بیشتر در شعر به کار می رود. از سویی دیگر بیشتر نیازمند این است که گوینده نوع کلام را در متن تغییر دهد. کاری که عزیزی در نثر کمتر انجام
می دهد. بنابراین نمونه مشخصی از این شکل هنجارگریزی در نثرهای مورد بررسی دیده نشد.

هنجارگریزی زمانی

«شاعر می­تواند از گونه زمانی زبان هنجار بگریزد و صورتهایی را به کار ببرد که پیشتر در زبان متداول بوده اند و امروز دیگر واژگان یا ساختهای نحوی مرده­اند. این دسته از هنجارگریزی­ها را باستان­گرایی
می نامند.»(صفوی، 50:1383)

آری اگر هیچ فیلسوفی معمای وجود را نمی­داند، هیچ حکیم فهلوانی هم نمی­تواند زنجیر عدم بگسلد و از زندان نیستی بیرون بیاید.(روایت شطح،119)

یزید سیب کرمزده عصیان در مجلس باده نوشی شیطان است.(روایت شطح، 139)

می­توان ثقالت فلسفه را با حلاوت شعر از بین برد.(روایت شطح،151)

نتیجه گیری

عزیزی برای برجسته­سازی زبانش در دو کتاب بررسی شده، بیشتر شیوه ها و انواع هنجارگریزیها را به کار می­برد. سر تا سر دو کتابش مملو از تلاشهای او برای متفاوت گفتن است. اگرچه در بسیاری از موارد کلام او هم از نظر مضمون تازگی دارد و هم از نظر لفظ. گاه حتی در بیان مضامین کهنه چنان زبانی به کار
می­برد که مضمون هم تازه به نظر می­رسد. از میان انواع مختلف هنجارگریزی توجه بیشتر او به هنجار گریزی معنایی است. شکل­ها و شیوه های مختلف این نوع هنجارگریزی در هر دو کتابش فراوان دیده
می شود. هنجارگریزی سبکی و آوایی که بیشتر مناسب زبان شعرند در نمونه های نثر او دیده نمی شود و از آنجا که سعی دارد کلامش منزه و فاخر باشد کمتر نمونه هنجارگریزی گویشی در کلامش دیده می­شود. هنجارگریزی نحوی هم از انواع هنجارگریزی است که مثالهای کمی در دو کتاب عزیزی دارد.

منابع:

  • انوشه، حسن(1376) فرهنگ نامه ادبی فارسی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات.
  • روحانی، مسعود، عنایتی قادیکلایی، محمد(1388): بررسی هنجارگریزی در شعر شفیعی کدکنی م. سرشک. پژوهش های ادب عرفانی، شماره 11.
  • سلدن، رامان(1384)راهنمای نظریه ادبی معاصر، عباس مخبر، طرح نو، چاپ سوم، تهران.
  • سنگری، محمد رضا(1386):پرسه در سایه خورشید، چاپ اول، تهران، لوح زرین.
  • شعیری، محمدرضا(1388): مبانی معناشناسی نوین، چاپ دوم، تهران، تهران.
  • صفوی، کوروش(1383): از زبان شناسی به ادبیات، سوره مهر، چاپ اول، تهران.
  • عزیزی، حمد(1375)ترجمه زخم، انتشارات روزنه، چاپ دوم، تهران.
  • عزیزی، احمد(1375) روایت شطح، انتشارات روزنه، چاپ اول، تهران.
  • مدنی، داوود، محمد خسروشکیب(1388):«رویکرد صورتگرایانه به شعر نیما از منظر هنجارگریزی»، فصلنامه اندیشه های ادبی، سال اول، شماره دوم.
  • همایی، جلال الدین(1389): فنون بلاغت و صناعات ادبی، اهورا، چاپ اول، تهران.   

 

 

        

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kermanshah.hozehonari.ir/s/7PH34XE

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kermanshah.hozehonari.ir